هیج مقاله ای در این دسته موجود نیست ، اگر نام زیر دسته ها نمایش داده می شود ، آن ها شامل مقالاتی هستند.

زیر مجموعه ها

  • شهرداری

    آشنائي با گلشهر

    1ـ موقعیت جغرافیایی :گلشهر در دهستان جلگة شهرستان گلپایگان که از ابعاد جمعیتی، اقتصادی و محیط طبیعی مهمترین دهستان شهرستان ، در شمال شرقی شهر گلپایگان در 50 درجه و چهار دقیقة طول شرقی و 32درجه و  26 دقیقة عرض شمالی  در فاصلة 20 کیلومتری از مرکز شهرستان واقع شده است، فاصلة گلشهر تا مرکز استان حدود 170 کیلومتر و تا تهران 345 کیلومتر بوده و در مسیر جادة ارتباطی استان اصفهان به استانهای غربی و شمال غربی کشور به طول تقریبی 13 کیلومتر کشیده شده است. مساحت محدودة استحفاظی شهر حدود3600  هکتار در دامنه های جنوبی رشته کوههای زاگرس و از شمال به اراضی روستای دم آسمان و دشت شمال از جنوب به  کوه صالح پیغمبر  از غرب به روستاهای سرآور،  فاویان و  شادگان و از شرق به مرز شهرستان گلپایگان با بخش میمه  محدود می باشد. ارتفاع گلشهر از   سطح  دریا 1800 متر است .

    2ـ وضعیت جوّی:

          در گلشهر همانند بسیاری از نقاط ایران که اقتصاد کشاورزی و دامداری اساس زندگی مردم را تشکیل می دهد ارتباط بسیار نزدیکی با آب و هوا و تغییرات جوی دارد. از نظر دما میانگین گرمترین ماه سال حدود 30 درجه سانتی گراد می باشد. درجة گرما از اواسط تابستان کم کم تعدیل می شود و مردم بر این باورند که از روز 15 مردادماه باد خنک می وزد و هوا روبه خنک شدن می گذارد.سردترین ماه سال دیماه است که درجة حرارت در این ماه به 15 درجه زیر صفر میرسد و گاهی از این حد نیز پائین تر خواهد رفت. سرمای شدید از اواخر آذر شروع می شود. به علت تبخیر بالای سالیانه در این منطقه که بیشتر از  اردیبهشت ماه تا شهریور ماه صورت می گیرد کشتزارها به آبیاری احتیاج دارد. قسمت اعظم بارندگی در فصل پائیز و زمستان صورت  می گیرد و بارندگیها در بهار و احیاناً تابستان به صورت بارانهای تند وسیل آسا می باشد. به طور کلی چون ریزش باران در منطقه روال منظم و مرتبی ندارد به طوری که چند سال متوالی خشکسالی و یا سالهای پرباران در این منطقه سابقة بسیار دارد که هر کدام به نوعی خسارتهایی به وجود می آورند. وجود خشکسالیهای متوالی به علت وابستگی شدید مردم به اقتصاد کشاورزی و دامپروری و همچنین بارانهای شدید که موجب جاری شدن نامناسب آب در مدّت زمانهای کوتاه می گردد و به محصولات بهاری خسارت وارد می کند غالباً موجب رکود اقتصاد منطقه و نتیجتاً مهاجرت بسیار شده است.

     3ـ منابع تأمین آب  :

     در گذشته قناتها منشأ اصلی آبیاری منطقه  را تشکیل می دادند. از مهمترین قناتها می توان قنات کنجدجان، قنات ویر در محلة کنجدجان ، قنات فیلاخص  در محلة فیلاخص ،  قنات استاد حیدر و  قنات علی آقا در محلة ورزنه و قنات وداغ ـ زرنجان در محلة وداغ را نام برد. آب این قناتها برای 9ـ 7 ماه از سال مورد استفاده قرار می گرفت و در بقیة سال به طرف جلگة دشت شمال جاری می شد. از خصوصیات قناتهای این منطقه آن بوده که  طول آنها اصولاً کوتاه و در بالا دست به صورت زهکش و در پائین دست در حکم قنات عمل می کردند، در سالهای اخیر حفر بی رویة چاههای عمیق و  نیمه عمیق  و خشکسالی باعث کاهش بیلان آبی منطقه شده است به طوریکه و در حال حاضر این قناتهاخشک می باشند و از آنها فقط ویرانه هایی به جا مانده است میزان آبدهی قنوات گلشهر در گذشته به شرح ذیل بوده است:

    اسامی ، محل و میزان آبدهی (دبی) «مترمکعب بر ثانیه» قناتهای قدیمی گلشهر

    ردیف

    نام قنات

    محل قنات

    دبی

    1

    کنجدجان

    کنجدجان

    335

    2

    علی آقا

    ورزنه

    72

    3

    استادحیدر

    ورزنه

    14

    4

    فیلاخص

    فیلاخص

    79

    5

    ویر

    کنجدجان

    180

    6

    وداغ ـ زرنجان

    وداغ

    ـــ

     

    امروزه بدلیل خشک شدن کامل این قناتها  آب مورد نیاز برای کشاورزی از طریق حفر چاههای عمیق و         نیمه عمیق تأمین می گردد.

     

    4 ـ نوع خاک و پوشش گیاهی:

    با توجه به اینکه مرغوبیت خاکها بستگی به نوع رسوبها و مواد اولیة آنها و همچنین زهکشی خوب دارد خاکهای حاصلخیزی در منطقه ایجاد شده است اما در منطقة شمالی به علت ضعف یا نبود زهکشی زمینهای بسیاری به باتلاق تبدیل، و کویری کوچک را در پای کوه بوجود آورده که در زمستان با هجوم آب قناتها، هرزآبها و آب رودخانه های فصلی مخصوصاً رودخانة خشک زمینهای زیادی به زیر آب رفته و در تابستان با تبخیر شدید، املاح به سطح آب آمده و باعث شوره و قلیایی شدن زمین ها می گردد که در گذشته مردم از آنجا نمک بدست می آورده اند.پوشش گیاهی منطقه در مناطق کوهستانی استپ کوهی به همراه انواع گون به ویژه کتیرا است که بیشتر مصرف صنعتی و بهداشتی دارد و جزء اقلام صادراتی مهم ایران است و امروزه به منظور حفاظت از محیط زیست استفاده از آن ممنوع شده است.گیاهان کشت شده در منطقه به علت مرغوبیت خاک و مهارت کشاورزان بیشتر شامل گندم،جو ، تنباکو، چغندر علوفه ای،چغندر قند(بیشتر در گذشته کشت  می شده)،ذرت علوفه ای، شبدر، یونجه، صیفی جات، هویج و انواع و اقسام سبزیهای خوراکی می باشد.و  از میان درختان و درخچه های منطقه می توان به چنار، سپیدار، تبریزی، صنوبر، بید، بادام، گردو،   زبان گنجشک، سنجد و سایر میوه ها  اشاره نمود.

     5ـ حیات وحش :

    منطقة گلشهر دارای حیوانات وحشی و درنده از قبیل گرگ، شغال، روباه و کفتار می باشد و از حیوانات حفاظت شده می توان آهو،کَل، بز وحشی، انواع حواصیل، و سایر پرندگان مانند کبک و کبوتران چاهی، بلبل ، جغد، سار، کلاغ، زاغ، گنجشک، چلچله، بلدرچین، قرقی، باز و لاشخور را نام برد.خزندگان موذی منطقه شامل: انواع مار، مار جعفری، مار سیاه ، مار خانگی و مار هفت رنگ  که بعضی از آنها زهری و بعضی بدون زهر می باشند. مرغهای اهلی شده مانند انواع مرغ ، جوجه، خروس، بوقلمون و خروس لاری می باشند. جوندگان مضر مانند خرگوش، سمور، موش خرما، جوجه تیغی(گُل تِغِنه)و انواع موش فراوان است. از مهمترین حیوانات اهلی میش،بز و گاو نژاد بومی گلپایگانی که معروف و پر شیر است در شهر فراوان است و پس از ایجاد کارخانة پنیر پاستوریزة گلپایگان و تشویق کشاورزان و دامداران و کمک  جهاد کشاورزی از نظر اصلاح نژاد و واکسیناسیون دامها، منبع درآمد خوبی برای مردم بوده و ایجاد اشتغال نموده است.

     6 ـ آثار تاریخی و  اماکن متبرکه:

    الف) قلعة وداغ: بین کنجدجان و روستای سرآور در مسیر جادة آسفالته محلة وداغ واقع شده که در قدیم دارای 12 رشته قنات سنگ چین و آب فراوان و خاک حاصلخیز بوده است، در زمان قاجاریه در اختیار امیر مفخّم بختیاری( فاتح تهران در جنگ مشروطه) و بعد فرزند کوچکش امیر بختیار قرار گرفت. تیمور بختیار بردارزادة امیر بختیار بعدها این منطقه را از عموی خود خریداری کرد و در آن منطقه اولین کشت وصنعت ایران را بوجود آورد.که بعد از جریان اصلاحات اراضی اولین شرکت تعاونی روستائی ایران در آن پیاده شد و در دوران انقلاب اسلامی تقسیم اراضی و شرکت تعاونی به شکل دیگر دائر شد.به هر حال در این محل قلعة مهمی وجود داشته که بر تپة مرتفعی ساخته شده بود. در اثر جنگهای داخلی و کشمکشهای خوانین سرکش مخروبه گردید ولی آثار 4 برج قلعه و بعضی از دیوارهای آن وجوددارد.قدمت این قلعه به طور دقیق مشخص نیست ولی         به هرحال آنچه مشخص است اینکه مردم محل در قدیم برای حفاظت از جان ومال و فرزندان خود در مقابل حملة دشمنان و یاغیان و دزدان به این قلعه پناه می بردند و از برجها بعنوان محلی برای دیده بانی و حمله به دشمن استفاده می نمودند.

    ب) امامزاده صالح پیغمبر: در26 کیلومتری شرق شهر گلپایگان و بر بالای  قله ای مرتفع، قبر        صالح پیغمبر که از پیامبران بنی اسرائیل می باشد، وجود دارد. از ویژگیهای امامزاده صالح پیغمبر که بسیار مورد توجه مردم است و در دامنة کوه آن بیتوته و نذر ونیاز و مراسم تعزیه خوانی و مراسم سنتی مذهبی        به عمل می آمده تخته سنگی عظیم که شبیه به شتر خوابیده است و در اصطلاح عامه به آن «ناقة صالح» می گویند است.مردم منطقه بر این باورند که این همان شتر افسانه ای در تورات می باشد. جالب آن است که داستان مشهور سامسون و دلیله عیناً دربارة صالح پیغمبر بین مردم رواج دارد. سامسون مردی با عضلات پولادین و قدرت بدنی خارق العاده که تخته سنگها را از جاکنده و به دریا پرتاب  می کرد و ستونهای معابد را با دست منحرف و خراب می کرد و هیچ پهلوانی در جهان آن روز قادر به مقابله با او نبود. دشمنانش  توسط ـ دلیله ـ معشوقه یا همسرش به راز قدرت بدنی او پی بردند که اگر مویی از موهای بلند و پرپشت سر سامسون بکنند و دستهایش را با آن ببندند دیگر قدرت شگفت آور بدنی و جادویی سامسون از بین می رود و هیچ نیرویی قادر به باز کردن دستهای پرقدرت سامسون نمی شود. دشمنانش با توطئة دلیله او را گرفتار و کورمی نمایند که در افسانه های محلی کنجدجان اسم سامسون مبدل به صالح شده است . در قلة کوه              صالح پیغمبر علاوه بر بقعه که دارای گنبد هرمی و کاشی کاری و یک اطاق است ،آب انباری وجود دارد که توسط آب باران وبرف پر می شود. قطعاً در  گذشته های دور و هنگام ساختن آن راه برای صعود به قلة کوه وجود داشته گویا آجر و مصالح ساختمانی آن را برپشت بزها بسته و به قلة کوه منتقل کرده اند، و بعداً اطراف کوه را به طور شیب فوق العاده تند برش داده و یا شاید عوامل طبیعی مانند یخبندان و ریزش کوه آن را از دسترسی خارج کرده است. صعود به آن با مشکلات فراوان همراه است و توسط کوهنوردان انجام می شود و افراد عادی خیلی سخت میتوانند صعود نمایند..همچنین در سالهای گذشته جاده ای ساخته شد تا زائرین و بازدیدکنندگان بتوانند از این مکان مقدس زیارت نمایند. با همة این اوصاف شواهد، روایات، ادلّه و همچنین شجره نامه ای که در دست است دلیل قطعی بر حقانیت این ولی خداست .

    ج) قلعه های فیلاخص و ورزنه:  با توجه به اینکه در قدیم مرسوم بوده مردم روستاها و شهرهای کوچک برای حفاظت از جان ومال خود در مقابل دشمنان  در محلی از روستای خود قلعه ای بنا می کردند و علاوه بر اینکه هر خانواده در آن قلعه دارای حجره ای مخصوص به خود بوده که اموال و دارائیهای خود و همچنین محصولات کشاورزی را در آن ذخیره می کردند در مواقعی که دشمنان به روستا حمله می کردند تمام مردم روستا به داخل قلعه رفته و درهای بزرگ قلعه را که دارای قفلهای بزرگی به نام کُلون بوده می بستند و از روی باروها(برجها)ی قلعه با استفاده از سنگ به دشمنان حمله می کردند در چهار محلة گلشهر نیز به همین دلیل قلعه هایی ساخته شده بود که در اثر مرور زمان و بلااستفاده بودن و عدم بازسازی نقاط تخریب شده امروزه فقط آثاری از آنها به صورت  تپه های خاکی باقی مانده است. قلعه های فیلاخص و ورزنه نیز از این قبیل قلعه ها بوده اند. البته در محلة فیلاخص قلعه ای وجود دارد که هنوز به صورت کامل تخریب نشده و  قابل بازسازی میباشد. و در صورت بازسازی می توان از آن بعنوان یک اثر تاریخی استفاده نمود.

    د) مقبرة دانیال پیغمبر: در محلة کنجدجان نزدیک قلعة باستانی و مخروبة ویر که همنام با قنات معروف کنجدجان ویر حوری میباشد یک قبر قدیمی وجود دارد که به نام «حوریه» بین مردم مشهور است و می گویند مسافری به نام حوریه در این محل فوت می نماید و فرزندش به نام ویر(vir) مادر را در این محل مدفون می نماید که اخیراً پس از تشکیل هیأت امناء اماکن مذهبی در گلشهر این مقبره بازسازی شده است مساحت  کل مقبره و ساختمان آن حدود 200 متر مربع  می باشد، و با توجه به نزدیکی آن با گلزار شهدا و قبرستان جدید محلة کنجدجان عدة زیادی از مردم شهر در طول هفته در آنجا به زیارت و عبادت می پردازند. با توجه به اینکه دانیال نبی در شهر شوش مدفون بوده ولی در بین مردم محل مقبرة دانیال از تقدس خاصی برخوردار بوده و آن را دارای معجره نیز می دانند.ولی به هرحال تاریخچة مکتوبی از آن در دست نیست.

     هـ)مسجد جامع کنجدجان ، حسینیة نو و حسینیة قدیم(کهنه): مسجد جامع کنجدجان دارای قدمت بسیار بالا بوده و در مرکز محلة کنجدجان واقع شده است، بنای این مسجد به احتمال فراوان در دوران صفویه بنا شده است ولی به مرور زمان قسمتهائی از آن بازسازی شده و امروزه معماری آن به صورت تقریباً جدید می باشد.

    در کنار این مسجد تکیه ای به نام حسینیة نو وجود دارد که این بنا نیز دارای قدمت زیاد بوده و          دو سنگ نوشته قدیمی دارد که بر روی آن تاریخ نوشته شده است که از جمله سنگ نوشته های قدیمی و دارای ارزش تاریخی در منطقه می باشد.که سودجویان در پی دستیابی به آنها طی چند مرحله اقدام به سرقت نموده که نامؤفق مانده اند و به هیمن دلیل هیأت امناء حسینیه این دو اثر تاریخی را در محل امنی نگهداری نموده اند. 

    در یکی از قدیمی ترین محله های کنجدجان به نام محلة قدیم (کهنه)حسینیه ای به همین نام وجود داشته که دارای قدمت بسیار بالائی است و به واسطة قدیمی بودن بنای آن کاملاً به صورت نوساز ساخته شد،

    و) مزار سیّد نصیرالدّین و بی بی سیّده شهربانو: در محل قبرستان قدیمی کنجدجان قبر این        دو بزرگوار در دو نقطة تقریباً دور از هم وجود دارداین دو از انسانهای وارسته وفرهیختة زمان خود بوده اند و مردم بواسطة ایمان و درستکاری و صداقتشان به ایشان اعتقاد خاصی داشته و بعد از مرگشان نیز همچنان آنان را بزرگ داشته اند و به منظور گرامیداشت یاد وخاطرة این دو انسان صادق  مزارشان را به طور مشهودی در بین بقیة قبرها مشخص نموده اند و در روزهای پنجشنبه و شبهای جمعه و گاهاً در بقیة روزهای هفته بر مزارشان جمع شده و ضمن نثار فاتحه بر روح ایشان دورود می فرستند.بر مزار  سیّده شهربانو اخیراً  بنابه خواستة مردم محل توسط نوادگان آن مرحومه ساختمانی در حال بنا شدن است.

     7ـ  لهجة محلی:

     زبان محلی و لهجة مردم منطقه ریشه در فرهنگ کهنسال و ادبیات اوستائی و فارسی ایران میانه دارد و به علت قرار گرفتن در منطقة مرکزی و دامنه های سلسله کوههای زاگرس و نزدیکی به همدان پایتخت مادها و سر راه ارتباطی همدان ـ بروجرد ـ گلپایگان ـ اصفهان ریشه در زبان فارسی خالص دارد و با بسیاری از کلمات و لهجه ها و اصطلاحات در منطقة خراسان بزرگ ارتباط دارد متأسفانه با توجه به الگوپذیری از لهجة معمول در پایتخت به ویژه گویندگان رسانه های گروهی و نیز از نظر روانی تکلم به لهجة محلی مورد تحقیر و گاهی استهزا قرار می گیرد و به ویژه شوخی ها و به اصطلاح جوکها علت بزرگی در فراموش شدن این لهجة شیرین شده است. در این لهجه به علت در برداشتن حروف خاص فارسی و کلمات زیبای دری که شاید بتوان گفت کاملاً متمایز از بسیاری لهجه های مناطق ایران است، کلمات عربی بسیار اندک یافت می شود و نشان  می دهد به سبب غنی بودن نیازی به  کلمات وارداتی و  غیر ایرانی نداشته است و جا دارد متولیان مربوطه برای حفظ زبان و ادبیات شفاهی ایرانی که زمینة این لهجة اصیل ایران مرکزی است توجهی خاص داشته و به حق آن را پاس دارند.

    8ـ پیشینة تاریخی:

    برابر منابع موجود حدود 550 سال قبل از میلاد در زمان شکل گیری دولت در ایران سرزمینهای ماد و هخامنشی مناطق بسیار وسیعی را از همدان، مرکز و جنوب ایران در بر می گرفته است. تاکنون اثری از دوران مادها وهخامنشی در منطقه کشف نشده جز راههای ارتباطی همدان به اصفهان که به همان سبک راهسازی هخامنشیان برای عبور و مرور گردونه های چرخدار برای حمل ونقل سربازان کشف شده است. ولی آنچه مسلم است این شهر در طول تاریخ از حملة اسکندر مقدونی و مغولها و افغانها در امان نبوده و همین جنگهای ویرانگر باعث از بین رفتن آثار قدیمی در شهر شده است. ذکر این نکته نیز ضروری است که به علت آنکه تنها شهر این شهرستان در قدیم گلپایگان بوده و بقیة روستاها همواره تحت سلطة امرا و والیان گلپایگان بوده اند بنابراین نتوانسته اند ازخود تاریخ مجزائی داشته باشند و شخصیتهای تاریخی و بزرگان این چهار روستای قبلی عموماً در ایران با نام گلپایگانی شناخته می شدند. لذا در مورد گلشهر همان تاریخی که در مورد گلپایگان وجود دارد صدق می کند.

     9ـ صنایع و معادن:

     الف)معادن:

      معادن گلشهر که مانند دیگر منابع معدنی تحت تأثیر عوامل درونی و بیرونی، حرکتها و کنشهای زیرزمینی بوجود آمده اند عمدتاً معادن غیر فلزی بوده و تأمین کنندة مصالح ساختمانی می باشند، با نام معدن مرمریت گدار سرخ معروف بوده ودر 28 کیلومتری مرکز شهرستان واقع شده اند. نوع مادة آن سنگ مرمریت سفید(سنگ چینی) است. ذخیرة قطعی آن 2.0420.000تن و فعال میباشد.

    ب) صنایع:

           گلشهر اصولاً شهری کشاورزی بوده است و آن هم به علت دشت وسیع، خاک حاصلخیز، و تا حدی آب فراوان وجه غالب فعالیت کشاورزی ، دامپروری میباشد و هیچگونه تجارت قابل توجهی در آن مشهود نبوده، الا مختصری کارها مانند قالیبافی و گلیم بافی و ... که آنهم جزء صنعت نیست و آنچه صنعت است در سالهای بعد از انقلاب اسلامی و پس از اکتشاف و استخراج معادن در گدار سرخ بوجود آمده است. در سالهای اولیه بیشتر معادن استخراج خود را به شیوة قدیمی انفجار انجام می دادند پس از آنکه این شیوه به دلایلی ممنوع و منسوخ شد و به جای آن استفاده از دستگاههای سیم برش مرسوم شد. تراشکاری و ساخت دستگاههای سیم برش و راسول که استفادة آن فقط در معادن استخراج سنگ بود بعنوان یک صنعت در گلشهر رواج یافت و عدة زیادی از جوانان به این رشته روی آورند تا حدی که امروزه می توان گفت مهمترین کارگاههای تولیدی وصنعتی در گلشهر همین کارگاههای تراشکاری است که بیشتر درزمینة تولید ادوات معدنی فعالیت دارند. تعداد این کارگاهها در گلشهر حدود یکصد کارگاه کوچک و بزرگ بوده که بعضی از آنها به نحوی کار یکدیگر را تکمیل و بعضی دیگر به صورت مستقل میباشند. کارخانه های تولید سنگهای ساختمانی یا همان سنگبریها در منطقه زیاد نیست و علت آن شاید به صرفه نبودن این کار به دلیل نوع سنگ موجود و عدم وجود تقاضای خرید کافی در منطقه باشد.در گذشته تعدادی کورة آجرپزی نیز در منطقه وجود داشته که بدلیل نوع خاک در منطقه این فعالیت نیز منسوخ شده و امروزه آجر مورد نیاز برای ساختمان سازی از دیگر مناطق شهرستان تأمین می شود.

     10 ـ جمعیت :

     جمعیت گلشهر براساس اعلام رسمی سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور درآخرین سرشماری رسمی  کشور (سال 1375) تعداد 10482 نفر بوده که این آمار در سرشماری کارگاهی سال 1381  تعداد 10515 نفر برآورد شده است که رشد جمعیتی 12/0 درصدی را نشان می دهد. با توجه به روند رشد و تحولات جمعیت گلشهر طی سالهای 1335 الی 1375 جمعیت شهر گلشهر برای سال 1383 باتوجه به نرخ رشد 75ـ 1365 و برای سال 1393 با در نظر گرفتن رشد 20 ساله 65ـ 1355 به شرح جدول ذیل می باشد:

     جمعیت گلشهر از سال 1335 تا کنون و پیش بینی تا سال 1393

    سال

    1335

    1345

    1355

    1365

    1375

    1385

    1395

    جمعیت

    5397

    6404

    7459

    10355

    10482

    10636

    12791

    نرخ رشد

    ــــــ

    7/1

    5/1

    3/3

    12/0

    12/0

    86/1

    علت اصلی رشد پائین جمعیت در این منطقه علاوه بر عامل کنترل جمعیت و کاهش تعداد فرزندان مهاجرت  می باشد، از عوامل اصلی مهاجرت میتوان به کمبود امکانات رفاهی، آموزشی، بهداشتی، فرهنگی و  تفریحی ـ کمبود سطح درآمد عمومی ـ نزدیکی به مرکز شهرستان ـ قرار گرفتن در مسیر ارتباطی شهرهای اصفهان،تهران و نبود مراکز فعالیت اقتصادی را نام برد. کاهش رشد جمعیت به گونه ای بوده که در            سال تحصیلی 84ـ 83 یکی از مدارس ابتدائی در محلة کنجدجان به دلیل تعداد دانش آموز کم تعطیل شده است.توزیع جمعیت شهردر چهار محله به شرح جدول ذیل می باشد:

    جمعیت و مقایسة رشد جمعیت چهار محلة گلشهر از سال 1335 تا 1375

     نام محله

    1335

    1345

    1355

    1365

    1375

    جمعیت

    جمعیت

    رشد

    جمعیت

    رشد

    جمعیت

    رشد

    جمعیت

    رشد

    کنجدجان

    3206

    3677

    35/1

    4202

    34/1

    5974

    6/3

    6293

    5/0

    فیلاخص

    865

    1086

    3/2

    1141

    5/0

    1521

    9/2

    1467

    7/3ـ

    ورزنه

    954

    1151

    4/2

    1308

    3/1

    2030

    44/4

    1894

    7/0 ـ

    وداغ

    372

    490

    7/2

    608

    18/2

    840

    3/3

    824

    2/0 ـ

    جمـع کل

    5397

    6404

    7/1

    7459

    5/1

    10355

    3/3

    10482

    12/0 +

    تقریباً به تعداد خانوارها ساختمان قابل سکونت در شهر موجود است و این بدان معنی است که مشکل کمبود مسکن در منطقه وجود نداشته و یا اینکه اصولاً درصد آن پائین است. مساحت محدودة شهری با توجه به جمعیت بسیار بالاست و علت اصلی آن به شغل مردم که عموماً کشاورزی و دامداری است مرتبط است،  بدین صورت که خانوارها عموماً برای سهولت نگهداری دامها ساختمان خود را در زمینی وسیع که گاهاً مساحت آن به حدود 10 هزار مترمربع نیز می رسند بنا نموده و بقیة زمین خود را برای کشت علوفه یا درختان اختصاص می دهند.و با این شیوه دامهای خود را در نزدیکی محل سکونت خود به چرا می برند.                  

    مقایسة بُعد خانوار و رشد جمعیت طی سالهای 1355 تا 1375 همچنین پیش بینی رشد جمعیت در سالهای 1383 و 1393 در جدول زیر انجام شده است:

     مقایسة بُعد خانوار و رشد جمعیت گلشهر طی سالهای 75ـ 65 ـ 1355

    نام محله

    بُعد خانوار

    رشد جمعیت

    پیش بینی رشد 1383

    پیش بینی رشد 1393

    1335

    1365

    1375

    65 ـ 1355

    75 ـ 1365

    کنجدجان

    5/4

    8/4

    4/4

    6/3

    52/0

    52/0

    2

    فیلاخص

    ¾

    4/4

    4/4

    9/2

    7/3 ـ

    7/3 ـ

    3/1

    ورزنه

    5/4

    8/4

    7/4

    44/4

    7/0 ـ

    7/0 ـ

    9/1

    وداغ

    2/5

    25/5

    9/4

    3/3

    3/0 ـ

    3/0 ـ

    6/1

    جمـع کل

    6/4

    8/4

    45/4

    3/3

    01/0

    01/0

    86/1

     طی سالهای 1335 تا 1365 تعداد اعضاء هر خانوار دارای سیر صعودی بوده و سپس سیر نزولی بُعدخانوار کاهش جمعیت هر خانوار را نمایش می دهد:

    11ـ اقتصاد:

     همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد شغل اصلی مردم گلشهر کشاورزی و عمدتاً دامپروری است.  چگونگی توزیع جمعیت شاغل در بخشهای اقتصادی  براساس سرشماری سال 1375 به شرح ذیل می باشد:

     توزیع جمعیت شاغل گلشهر در بخشهای اقتصادی سال 1375

    شرح فعالیت اقتصادی

    جمعیت شاغل

    درصد

    کشاورزی ودامداری

    1579

    7/57

    صنعت

    671

    5/24

    خدمات

    487

    8/17

    جمــــع

    2737

    100

    جمعیت شاغل سال 1393 گلشهر با عنایت به ترکیب و توزیع جمعیت شاغل در سال 1375 و تعداد شاغلین سال 1393 و در نظر گرفتن وضعیت ثابت برای بخش کشاورزی به شرح جدول ذیل می باشد:

    توزیع جمعیت شاغل گلشهر در بخشهای اقتصادی سال 1393

    شرح فعالیت اقتصادی

    جمعیت شاغل

    درصد

    کشاورزی ودامداری

    1579

    3/47

    صنعت

    835

    25

    خدمات

    926

    7/27

    جمــــع

    3340

    100

    در صورت ثابت فرض کردن تعداد نیروی شاغل در بخش کشاورزی مسلماً کاهش در درصد افراد شاغل در این رشته را در پی داشته و زوی آوردن بیشتر به سوی بخش صنعتی را موجب خواهد شد.

    بر اساس سرشماری انجام در سالهای 1365 و 1375 نیروهای فعال از نظر اقتصادی در گلشهر که بالای ده(10)سال  سن داشته اند به شرح جدول زیر خلاصه می شود:

    نیروهای فعال و غیر فعال اقتصادی بالای ده(10)سال سن در 75 و 1365

    نوع فعالیت

    سال 1375

    سال 1365

    جمعیت

    درصد

    جمعیت

    درصد

    مشاغل

    2737

    34

    2782

    35

    بیکار

    208

    58/2

    238

    3

    محصل

    2100

    08/26

    2226

    28

    خانه دار

    2485

    87/30

    2385

    30

    دارای درآمد

    223

    77/2

    82

    03/1

    بدون کار

    239

    97/2

    235

    97/2

    سایر

    57

    72/0

    ــــ

    ــــ

    جمـــع

    8049

    100

    7950

    100

    با عنایت به اینکه بیش از نیمی از جمعیت گلشهر به شغل کشاورزی و دامداری اشتغال دارند می توان اقتصاد شهر کاملاً به تولید محصولات دامی و کشاورزی وابسته است. محصولات کشت شده در این منطقه شامل: گندم، جو ، تنباکو، صیفی جات مانند خیار و گوجه، گیاهان علوفه ای مانند: یونجه، شبدر و همچنین سبزیجات خوراکی  می باشد. آب مورد نیاز برای  زمینهای کشاورزی از طریق حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق تأمین  می گردد. دامداری در منطقه بیشتر به صورت سنتی و عموماً به صورت گاوداری می باشد، به گونه ای که خانوارها با نگهداری تعداد محدودی گاو نژاد گلپایگانی(عموماً کمتر از ده رأس) علاوه بر تأمین نیازهای  لبنی خود مقداری از محصول خود که عمدتاً به همان صورت اولیه(شیر) است را به فروش می رسانند و به این طریق امرار معاش می نمایند.نگهداری مرغ و دیگر ماکیان نیز عموماً در حد کم مرسوم می باشد. اینگونه کشاورزی ودامداری بیشتر جنبة خود مصرفی دارد. به دلیل اینکه بیشتر زمینهای منطقه در طول سال به  زیر کشت می روند گوسفندداری کمتر مرسوم می باشد،زیرا گوسفندان بیشتر به صورت چرای آزاد نگهداری می شوند. مرغداریهای صنعتی نیز در منطقه کم و تعداد آن انگشت شمار  می باشد. علاوه بر کشاورزی ودامداری همانگونه که قبلاً نیز گفته شد عده ای از مردم منطقه به دلیل قرار گرفتن شهر در نزدیکی معادن سنگهای ساختمانی گدار سرخ در صنایع وابسته مشغول بکار می باشند. کسب و کار و مغازه داری نیز بدلیل قرار گرفتن شهر در نزدیکی مرکز شهرستان و نزدیکی به بازارهای گلپایگان و همچنین سهولت رفت و آمد از رونق کمی برخوردار است. و به طور کلی سطح درآمد مردم منطقه پائین بوده و تعداد زیادی از خانواده ها زندگی را به سختی می گذرانند، و از درآمد  کمی برخوردارند که این خود باعث مهاجرت جوانان به شهرهای بزرگ از جمله گلپایگان و تهران شده است.